از ۲ تا ۳ سالگی با کارهای کوچک مثل جمعکردن اسباببازیها شروع کنید. وظایف باید ساده و قابل انجام باشند تا حس موفقیت و مسئولیت در او تقویت شود.
در محدوده رشد طبیعی، تفاوت وجود دارد. اما اگر تأخیر بیش از حد است، بهتر است توسط گفتاردرمانگر یا متخصص رشد بررسی شود.
بازی آزاد مهمترین شکل یادگیری است. ترکیب بازی آزاد با فعالیتهای هدایتشده مثل قصهگویی یا نقاشی، بهترین تعادل را ایجاد میکند.
محبت همراه با قانون. یعنی در عین مهربانی، مرزها و پیامدهای مشخص داشته باشید تا احساس امنیت کند.
اجازه دهید خودش پیشقدم شود. در صورت دعوتش وارد بازی شوید، اما اجازه دهید رهبری بازی در دست او باشد.
بهجای نصیحت، شنونده باشید. اول احساسش را درک کنید، بعد نظر بدهید. گفتوگوی واقعی از گوش دادن شروع میشود.
صادق، ساده و محترمانه. از سنین ۹ تا ۱۰ سالگی بهتدریج درباره تغییرات جسمی و عاطفی صحبت کنید تا منبع امن او باشید.
در زمان عصبانیت بحث نکنید. بعد از آرامشدن، با او درباره علت عصبانیت گفتوگو کنید و مهارتهای مدیریت هیجان را تمرین کنید.
با آرامش و بدون قضاوت گوش دهید. احساساتش را تأیید کنید، ولی در مورد مرزها، احترام و امنیت عاطفی آموزش بدهید.
حدود امن تعیین کنید. آزادی در چارچوب مسئولیت، اعتماد را تقویت میکند و احتمال رفتارهای پنهانی را کمتر میکند.
بهجای درگیری، آرامش خودتان را حفظ کنید. لجبازی اغلب واکنشی به کنترل زیاد است؛ انتخابهای محدود اما واقعی به او بدهید.
تنبیه بدنی آسیبزاست. محرومکردن کوتاهمدت از فعالیت محبوب، در صورت توضیح منطقی، مؤثرتر و بدون آسیب روانی است.
تماس چشمی، صدای آرام ولی قاطع و تداوم در رفتار شما، پیام را مؤثرتر منتقل میکند تا فریاد.
از حدود ۳ سالگی میتوان قوانین ساده و واضح داشت؛ مثل “بعد از بازی، جمعکردن وسایل”. ثبات در اجرای قوانین مهمتر از سختگیری است.
پیامد طبیعی و منطقی تعیین کنید. مثلاً اگر اسباببازی را جمع نکرد، آن روز از آن اسباببازی استفاده نکند.
خودتان الگو باشید. وقتی ناراحت یا خوشحالید، نام احساس را بگویید تا او یاد بگیرد احساساتش را بشناسد و بگوید.
در سنین پایین طبیعی است. گریه ابزار بیان است. بهجای ساکتکردن، کمک کنید نام احساسش را پیدا کند.
احساسش را انکار نکنید. حضور آرام شما، چراغ خواب ملایم و گفتوگوی کوتاه قبل از خواب کمککننده است.
تمرینهای تدریجی جدایی انجام دهید (چند دقیقه از اتاق بیرون رفتن). همیشه هنگام بازگشت، او را مطمئن کنید که برگشتهاید.
الگوی کنترل خشم باشید. بعد از آرامشدن، با هم روشهای آرامسازی مثل تنفس عمیق یا شمردن تا ۱۰ را تمرین کنید.الگوی کنترل خشم باشید. بعد از آرامشدن، با هم روشهای آرامسازی مثل تنفس عمیق یا شمردن تا ۱۰ را تمرین کنید.
روی تلاش خودش تمرکز کنید نه نتیجه. او را با خودش مقایسه کنید (“امروز بهتر از دیروز بودی”).
به او فرصت تصمیمگیری بدهید، اشتباهاتش را فرصتی برای یادگیری بدانید، نه شکست.
بهجای کلیگویی (“آفرین پسر خوب”)، رفتار مشخص را تحسین کنید (“آفرین که وسایلت رو جمع کردی”).
شکست را عادی جلوه دهید. تجربههای کوچک موفقیت و جملههایی مثل “مهم تلاش توست” به او کمک میکند.
با او درباره ویژگیهای مثبتش صحبت کنید، محبت بیقید و شرط نشان دهید، و خودتان نیز از خودتان با احترام یاد کنید.
به هرکدام زمان اختصاصی بدهید و مقایسه نکنید. حسادت طبیعی است، ولی نباید نادیده گرفته شود.
بهجای طرفداری، فضای گفتوگوی دوطرفه فراهم کنید و اجازه دهید احساسش را بیان کند.
روال زندگی را ثابت نگه دارید. او باید بداند هر دو والد همچنان او را دوست دارند.
احساسش را تأیید کنید (“میفهمم که ناراحتی”) و با رفتار، نه فقط کلام، محبت را نشان دهید.
با احترام ولی قاطع درباره قوانین خانهتان توضیح دهید. هماهنگی والدین مهمتر از رضایت همه است.
درس را با علاقههایش پیوند دهید. مثلاً اگر عاشق حیوانات است، از کتابهای علمی درباره حیوانات شروع کنید.
احساسش را بشنوید و علت را بررسی کنید (مثلاً ترس از معلم یا همکلاسی). با معلم همکاری کنید.
ساعت مشخص و محیط آرام تعیین کنید. تشویق کنید نه تهدید. اگر مقاومت زیاد است، بررسی کنید آیا خسته یا مضطرب است.
از کارهای کوچک شروع کنید. با برنامههای تصویری برای کودکان کمسن و دفتر برنامه برای نوجوانها.
بهجای سرزنش، علت را با هم پیدا کنید. نمره پایین فرصتی برای یادگیری روش بهتر است، نه نشانه ضعف.
قبل از ۶ سالگی توصیه نمیشود. بعد از آن با نظارت و محدودیت زمانی (حداکثر ۱ ساعت در روز).
قانون مشخص و جدول زمانبندی بسازید و خودتان هم الگوی استفاده متعادل باشید.
آرام بمانید، سرزنش نکنید. درباره مفهوم حریم خصوصی و محتوای سالم گفتوگو کنید.
بله، ممکن است حساسیت به خشونت را کاهش دهند. بهتر است بازیها متناسب با سن و ارزشهای خانواده انتخاب شوند.
به او بیاموزید هر اطلاعاتی را نباید به اشتراک بگذارد و در صورت پیام مشکوک با والد مشورت کند.
اگر دائماً بیقرار است، تمرکز ندارد و رفتارهای ناگهانی دارد، ارزیابی توسط روانشناس کودک ضروری است.
اگر گاهی اتفاق میافتد، معمولاً طبیعی است. ولی در صورت تکرار مداوم، نیاز به بررسی پزشکی و روانی دارد.
با تمرین تدریجی جدایی، ثبات در برنامهها و اطمینان از بازگشت، اضطراب کاهش مییابد.
زودتر ارزیابی تخصصی انجام دهید. تشخیص زودهنگام، مسیر رشد را بهطور چشمگیری بهبود میدهد.
وقتی رفتار، خواب، اشتها یا روابط کودک بهطور مداوم تغییر کرده یا در عملکرد روزمره اختلال ایجاد کرده است.
با بازی نقش تمرین کنید. جملات ساده مثل “نه، نمیخوام” را در موقعیتهای روزمره یاد بدهید.
اگر گهگاهی تنهاست طبیعی است، اما اگر بهطور مداوم از دیگران اجتناب میکند، نیاز به بررسی مهارتهای اجتماعی دارد.
بازیهای گروهی و نوبتی عالیاند. وقتی وسایلش را تقسیم میکند، رفتار را تحسین کنید.
از ۴ سالگی با پرسیدن “به نظرت حالا چیکار کنیم؟” ذهنش را برای یافتن راهحل فعال کنید.
چند بار قبل از شروع سال، او را به محیط ببرید، با مربی آشنا کنید و درباره روزهای مهد با هیجان صحبت کنید.
یعنی تمرکز بر رابطه گرم، احترام متقابل و تربیت از طریق راهنمایی، نه تنبیه.
با گوش دادن فعال، تماس چشمی و احترام به احساساتش شروع کنید. حرفزدن دوطرفه است، نه سخنرانی.
رفتار خوب را با تحسین احساسی (“بهت افتخار میکنم”) تقویت کنید، نه فقط پاداش مادی.
رفتار شما قویتر از هر حرفی آموزش میدهد. آرامش، احترام و مسئولیتپذیری را در عمل نشان دهید.
بله، عذرخواهی نشانه ضعف نیست، بلکه احترام و صداقت را به او میآموزد.